مرکز جک و اس ام اس ایرانیان
اس ام اس های جالب و جک خنده دار
قالب وبلاگ

آموزش چیدن سفره هفت سین




ﺳﺎﻝ 1300 ﺷﻤﺴﯽ :
ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺿﻌﯿﻔﻪ !!! ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻏﺬﺍ؟؟ ﺍﺯ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﯽ ﻣﺰﻩ ﺁﺏ ﻣﯿﺪﻩ!!!
ﺯﻥ : ﺑﺒﺨﺸﺪ ﺁﻗﺎ !! ﺍﺷﺘﺒﺎ ﮐﺮﺩﻡ!!! ﺟﻮﻭﻧﯽ ﮐﺮﺩﻡ !!!
ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﺴﺖ ﻏﺬﺍ : ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﮏ ﺩﺍﺭﻩ؟؟ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﻗﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!!
 
ﺳﺎﻝ 1330 ﺷﻤﺴﯽ :
ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺯﻥ !! ﺍﯾﻦ ﻏﺬﺍ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ؟؟ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟؟
ﺯﻥ : ﺁﻗﺎ ﺗﺼﺪﻗﺖ ﺑﺸﻢ .. ﻧﻤﮏ ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﺕ .. ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ !
ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﻡ !! ﺍﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺑﭽﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍ ﺁﺩﻡ !!
ﺗﻖ ﺯﺩ ﺗﻮﺳﺮ ﺑﭽﻬﻬﻪ!!!
 
ﺳﺎﻝ 1360 ﺷﻤﺴﯽ :
ﻣﺮﺩ : ﺁﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ ﺑﺎﺯ؟ ﻧﻤﮏ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻣﮕﻪ ﻣﺎ؟
ﺯﻥ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺁﻫﻨﯿﻢ؟؟ ﺣﺎﻻ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ !! ﺑﺮﻭ ﻧﻤﮑﺪﻭﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭ !!
ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ....!!! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺶ !!!
 
ﺳﺎﻝ 1390 ﺷﻤﺴﯽ :
ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﯼ؟ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍﯾﯽ؟
ﺯﻥ : ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﻦ ﺭﮊﯾﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻦ !!
ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﭼﻪ ﺗﻮﻗﻌﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﻩ !
ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﻡ !!!
 
ﺳﺎﻝ 1393 ﺷﻤﺴﻲ :
ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺎﻡ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨﻢ؟
ﺯﻥ : ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻜﻦ . ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪﻭﻧﻲ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ

ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم مهر 1393 ] [ 23:55 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




تركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار 
 
 

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

 

زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!

 

مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري SMS نمي دي!

 

مخصوص نيمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!

 

09351234567 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!

 

#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.

 

از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!

 

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!

 

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

 

ترکه ميره توالت، زنش زنگ مي زنه ميگه كجايي؟ حيف نون ميگه خونه بابات! زنش ميگه همون جا يه چيزي بخور بيا من چيزي درست نكردم!

 

2 نفر مي رن سوراخ لايه اوزون رو بدوزن، خودشون مي مونن اون طرف!

 

بقیه  جک ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم مهر 1393 ] [ 23:50 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند !

یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست . . .


.......................................................................................

او راحت از من گذشت

خدایا از او راحت نگذر …


.......................................................................................

قفس یعنی دهان من

وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود


.......................................................................................

 

از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند

با تو باید مثل باران حرف زد !

.......................................................................................

با من رفت و آمد نکن

رفتن فعل قشنگی نیست

با من فقط راه بیا …

 

 


برچسب‌ها: اس ام اس عاشقانه تیر ماه, پیامک عاشقانه تیر ماه, پیامک عاشقانه تیر, اس ام اس عاشقانه تیر, اس ام اس عاشقانه تیر 93
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 20:42 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




آموخته ام که وقتی عاشقم ، عشق در ظاهرم نیز نمایان می شود.


آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .


آموخته ام که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشقش شویم .


آموخته ام که این عشق است که زخم ها را شفا می دهد ، نه زمان .


آموخته ام که تنها کسی مرا شاد می کند ، که به من می گوید « تو مرا شاد کردی »


آموخته ام که گاهی مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن است .


آموخته ام که مهم بودن خوبست ولی خوب بودن مهم تر است .


آموخته ام که هرگز نباید به هدیه ای که از طرف کودکی داده می شود « نه » گفت .


آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمکش نیستم ، دعا کنم .


آموخته ام که زندگی جدیست ولی ما نیاز به «دوستی» داریم که لحظه‌ای با او از جدی بودن دور باشیم .

اموخته ام که تنها چیزی که یک شخص می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی برای فهمیدنش.


آموخته ام که زیر پوست سخت همه افراد کسی وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.


آموخته ام که خدا همه چیز را در یک روز نیافرید ، پس من چگونه می توانم همه چیز را در یک روز به دست آورم .


آموخته ام که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد.


آموخته ام که وقتی با کسی رو برو می شویم ، انتظار لبخندی از سوی ما دارد.


آموخته ام که لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید .


آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاری ندارد.


آموخته ام که به چیزی که دل ندارد نباید دل بست .


آموخته ام که خوشبختی جستن آن است نه پیدا کردن آن .


آموخته ام که قطره دریاست ، اگر با دریاست .




ادامه مطلب
[ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 20:18 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




روزی، یک پلیس راهنمایی متوجه می شود که خودرویی مدام دور ساختمان بیمارستان و خیابان های اطرافش می چرخد. پلیس مشکوک می شود و خودرو را نگه می دارد و علت این کار را از راننده می پرسد. راننده می گوید: «راستش من تازه رانندگی یاد گرفته ام. اطراف بیمارستان رانندگی می کنم تا اگر تصادف کردم، سریع به بیمارستان بروم
----
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد. مرد با غرور گفت: «بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.» کشاورز گفت: «یونجه می کارم
----
خانمی وارد مغازه الکتریکی شد و گفت: «آقا! مگر به شما نگفتم زنگ در خانه ما خراب است، بیایید درستش کنید؟» تعمیرکار گفت: «آمدم خانم، ولی هر چه زنگ زدم، کسی در را باز نکرد!»
----
سه نفر در کشتی بودند و برای هم کلاس می گذاشتند. اولی مدام با لپ تاپ اش کار می کرد. دومی با موبایلش مدام پیام کوتاه می فرستاد و دریافت می کرد. سومی دید کم می آورد، رفت یک لوله دستمال توی جیب اش گذاشت و سر دستمال را از جیب اش گذاشت بیرون.یکی از آن دو نفر از او پرسید: «این چیه از جیبت اومده بیرون؟»گفت: «عجب نمی دونم کی برام فکس فرستاد!»

  

     

پليس بين الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ ميتي کومان توسط قزوينيان به سرقت رفته مراقب باشيد احترام نگزاريد
----
از پرزیدنت اوباما پرسیدن موهاتو با چی می شوری ؟ گفت : با مشکین تاژ
----
نرخ میوه در قزوین >>>> بشینی سوا کنی 700 تومان !! خم بشی سوا کنی 70 تومان !!!!
----
غضنفر دست انداخته بوده گردن دوست دخترش . نمي دونسته بهش چي بگه . يهوووو ميگه : گردنتو بشكنم
----
به غضنفر ميگن لپ لپ مي خري؟ ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟ ميگه فكر نمي كنم ،‌من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم !!
----
تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين کسي هستي که کمربند ايمني بستي برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيکار کني؟
مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اکس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نکنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟
----
بانو زليخا خطاب به سارقين قصر: هر چی دلت میخواد ببر گیتارو با خودت نبر
----
موسسه آموزشي بانو دانشجو مي پذيرد: آموزش گيتار توسط بانو زليخا ، با تخفيف ويژه آدرس :مصر، پشت معبد عامون ،نرسيده به سيلوهاي گندم 50% تخفيف براي کساني که نامشان يوسف است
----
به غضنفر ميگن بلدي پيانو بزني؟ ميگه نه ولي يه داداش دارم اونم بلد نيست
   
حیف نون زن ژاپنی ميگيره، پنج دقيقه يه بار بهش ميگه خوابت مياد برو بخواب!
----
یه ضرب المثل قزوینی میگه: زندگی بدون عشق مساوی است با جمعه بدون یوزارسیف
----
آمریكا: گندم به ایران نمیدهیم حیف نون: به درك نون خالی میخوریم
----
در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
----
شورای شهر قزوین اعلام كرد كه یوزارسیف فقط عزیز مصر نیست عزیز قزوین هم هست
----
غضنفر در یه شرکت کامپوتری استخدام شد و شروع کرد به کار. آخر وقت رییس رفت ازش پرسید: خب، امروز چه کارها كردی؟ غضنفر گفت: هیچی، دکمه‌های كیبورد نامرتب بود، به‌ترتیب الفبا چیدمشون!
----
پرايده داشته از بغل فلكس قورباغه ايه رد ميشده، ازش ميپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بيرون؟!
فلكسه ميگه: اگه موتور تورم درمياوردن ميچپوندن به ما تحتت، چشمات ميزد از حدقه بيرون!!!  
ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 10:2 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




از خوبي هاي الويه اينکه که:
اگه بخوري بعد بالا بياريش چيزي رو از دست ندادي.
ميتوني جمع ش کني بزاري يخچال فردا شب شام بخوريش

...............................................................

یکی از سرگرمیام اینه که هر جا خانوما
” چـاقــو ” دستشونه . . .
برم از جلوشون رد شم تا دستاشونو ببرن

...............................................................

واقعيت اينه که دخترا واسه هم آرايش ميکنن
وگرنه پسرا فرق آرايش خوبو بدو متوجه نميشن
همين که سيبيل نداشته باشي کافيه…‏!‏

...............................................................

توي يخچالمون موز ديدم، به مامانم گفتم: عجيبه موز خريدي؟
ميگه: موز خريدم تا گوجه ها رو نخوريد!

...............................................................

شوهر خالم توي چشم پزشکي به دختر خاله‌م تقلب رسونده
دکتره بيرونش کرده

...............................................................

رفتم دکتر ميگم سِک سِکَم بند نمي ياد!
يه دخدر بدون آرايش نشونم داد ! از ترس سِک سِکم بند اومد !
اما الان از ترس خابم نميبره


از وقتيکه معين سيبيل هاش رو زده
تنها کسى که تو سنگر سيبيل باقى مونده شهرام صولتيه
که اونم تنها کاربرد سيبيلاش اينه که با شهره اشتباه نگيرنش !

...............................................................

تاکيدي که پسرا موقه عکس گرفتن رو بازوشون دارن
هيتلر روو سبيلاش نداشت !

...............................................................

سيب زميني بخريم، ماشين دربست بگيريم تا
شهرک صنعتي ساوه ببريم،
بديم کارخونه مزمز برامون چيپسش کنه،
بريزه تو دستمون بياريم …
خيلي ارزون تر درمياد از ايني که ميفروشه
تازه هواشم کمتره

...............................................................

مراقبی که بشینه یه گوشه و با گوشیش
بازی کنه،
گلی است از گل های بهشت

...............................................................

اينجور که دوست و آشناو رفيقامون دارن از ايران ميرن. ميترسم آخرش من تو ايران تنها بمونم، دچار غم غربت شم

...............................................................

ايران کشوري است که در آن پيتزا زودتر از آمبولانس و پليس ۱۱۰ ميرسد!

...............................................................

این استادا همش دارن ۵ و ۶ میدن انگار بفرمایید شام شرکت کردن

...............................................................

يه دختره هس تو دوران کودکي هم محله ايمون بود!
الان جوري خودشو ميگيره انگار کيه…..
يادش رفته بچه بود هر وقت ماکاروني داشتن
مي دويد تو کوچه ميگفت : ما امشب برنج دراز داريم

...............................................................

تنــها دعوتــي که تــوي زندگيــم شــدم
از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا ديــدن ادامــه برنامــه بــود و ديگــر هيــــــــچ !

...............................................................

توي خونه مامان بزرگا سير شدن معنايي نداره!
انقد بايد بخوري تا موقعِ رفتن برسه

...............................................................

هر وقت رابطمون با آمريکا خوب شد
مي خوام يه ديزي فروشي بزنم اسمشو بذارم واشينگتن دي زي !

...............................................................

هر چقدرم دليل منطقي واسه خريدنِ يه چيز داشته باشي
هميشه يکي پيدا ميشه که بگه :
کردن تو پاچت

...............................................................

صُب داشتم ميرفتم جايي؛ راديوي تاکسي روشن بود!
تو راديو پرسيد که :
شما براي حفظ امنيت توي فضاي مجازي چيکار مي‌کنيد؟
يه پسره زنگ زد گفت :
من توي فضاي مجازي سعي مي‌کنم اصلا به اينترنت وصل نشم!
خوش بحالشون ديگه ! يه سريا که عقل ندارن ، راحت زندگي ميکنن !

...............................................................

تو خونه ما همه اتفاق نظر دارن من مسلمون نيستم
با اين حال هر وقت مادرم ميگه يه مسلمون بره نون بخره همه با انگشت منو نشون ميدن !

...............................................................

از چيزايي که علم فيزيک هنوز نتونسته اثبات کنه اينه که :
بدن انسان چه جوري ۱تا استکان چايي مي گيره
از اون ور ۲ ليتر تحويل ميده !

...............................................................

تصميمات کوتاه‌مدتي که قبل از خوردن شام گرفته ميشه
حتي يک درصد هم ضمانت نداره که بعد از خوردنِ شام
اجـــــــــــــــــرا بشه ..!

...............................................................

يه بارم يه دختره ازم پرسيد: فلان ساختمون کجاس؟
با دست نشون دادم و گفتم: اونه ، اونور خيابون
گفت : يني الان بايد برم اونور خيابون !؟!؟
فک کنم منتظر بود من هماهنگ کنم ساختمون بياد اينور !

...............................................................

مورد داشتيم :
دختره داشته رانندگي مي کرده يادش ميره دنده چنده
واميسته دوباره از 1 شروع ميکنه

...............................................................

يجور رنگ عوض کنيد آفتاب پرست ازتون تو دادگاه حمايت از حيوانات
بخاطر نقض قانون کپي رايت شکايت نکنه!

...............................................................

پشت در دسشويي نوشته بود:
فکر نکن، عمل کن… مردم پشت در منتظرن!

...............................................................

سالاد الويه از افتادگي و خاکي بودنشه که خودشو جزو سالادا حساب ميکنه !
وگرنه دو هيچ از آبگوشت جلوئه !


ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 19:54 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین






به غضنفر میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید!

***

طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ،

نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه :

صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !


غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!

***
میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!

***

شعر غغنفر برا دوست دخترش :
صبح که در پنجرتون وا میشه
ظهر که در پنجرتون وا میشه
شب که در پنجرتون وا میشه
وای که چقدر پنجرتون وا میشه
***
به غضنفر می گن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزید ؟
می گه : لای نون
می گن : لای نون ؟
می گه : نمی دونم ، لای نون یا نای لون
***
غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه


دکتر از غضنفر میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور
***
از غضنفر می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟
می گه :First And Under !!!

****

به غضنفر ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

****

غضنفر تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!

***

به چراغعلی میگن تو چرا ریش نداری؟ میگه من به مامانم رفتم!

***

صرف فعل نشستن به گویش چراغعلی: مو بنشینم، تونم بنشینی، اونم بنشینه، ما که بنشینم، شمام که بنشینید، دیه جا نی اونا بنشینن!

****

يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه: سبز – آبى – قرمز ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!!!


تو اتاق عمل بيمارستان مغز يك میوه فروش رو با يك روضه خوان عوض میکنن . بعد از بهبودي رفتن ديدند ميوه فروشه ميگه اگه خدا بخواد سيب كيلو 300 تومان و . . . رفتند مسجد ديدند روضه خونه تند تند دستاشو به هم مي زنه و ميگه بدو بدو كه امام حسينو كشتند . . .

****

مادر پسره براش میره خواستگاری، پدر دختره میپرسه خوب پسرتون چه کاره هست؟
مادره میگه: پسرم دیپلماته پدر دختره میگه: اوه چه عالی! یعنی چی؟ مادره میگه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش گرفته همینطوری ماته

***

یارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر… وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

***

از بچه یه آخونده میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره

****

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!


به پدر حسین فهمیده میگن نظرت درباره پسرت چیه؟ میگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو میدم!

***

دو تا سوسک پولدار ازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!


مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!


ادامه مطلب
[ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 20:50 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




هر صفحه ای باز میکنی میبینی هر چی دلش خواسته نوشته  ،
پائینش هم نوشته “دکتر علی شریعتی” !
 ————
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه،
حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!
بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون،
دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!
————
شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی
که بفهمونی دوستش داری …
دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت !
————
با دوستم رفتیم طلبش رو از یکی بگیره ،
وقتی خواست پولش رو بگیره کلی تعارف کرد که باشه حالا ، عجله ای نیست ، قابل نداره و …
طرف هم گفت حالا که اینجوری میگی بیا این چک رو بگیر پول نقد رو لازم دارم ،
دوستم میگه نه دیگه اینجوری ! چک نده ! میخوای پول باشه پیشت ، فردا ازت میگیرم !
 ————
طرف پاشده با کامیون اومده آزمون گواهینامه پایه یک شرکت کنه !
————
طرف با اسم مهسا جووون اومده تو یه فروم ، میگه :
من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید ؟
سی چهل نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت !
مشکلش که حل شد گفت :  بچه ها … دمتون گرم !
اسمِ من عباسه ، نوکرم که مشکلمو حل کردین
اول با اسم خودم اومدم ، هیشکی جوابمو نداد
 ————
 خاور با بار گوجه چپ کرده راننده داره دو دستی میرنه تو سر خودش
بعد ملت وایسادند از رو زمین مصرف گوجه یک سالشون رو جمع کنند
 ————
 تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد
دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی!
پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 19:47 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




بابا لامصبا همین دیروز سبد کالا رو گرفتم

واکنش پدرم بعد از دیدن یخچال خالی 


.

.

.


امروز همسایمون داشت ازهمه حلالیت میگرفت
گفتم بسلامتی مکه تشریف میبرید ؟
گفت : نه بابا دارم میرم صف وایسم سبد کالامو بگیرم!

.

.


آب استخر ویلامون طوری یخ زده که میتونم با پرادوی خودم (دقت کنید مال خودم) برم روی یخش وایسم و دو ساعت با آیفونم( 5s) صحبت کنم.
چیه؟؟؟ خو آرزو که بر جوانان عیب نیست


.

.


مـن مـونـدم واسـه چـی وقـتـی مـیـری تـوی حـمـوم .. 2 قـرن بـایـد واسـتـاد .. تـا آب گــرم بـیـاد

اونـــوقـت وقـتـی مـیـری تـوی دسـتـشـویـی .. اشـتـبـاهـی آب گـرم رو بـاز مـیـکـنـیـم .. ظـرف مـدت 1مـیـکـرو صـدم ثـانـیـه .. درجــه آب مـیـشـه 120 درجـــه فـارنـهـایـت ؟؟؟


.

.

.


ﺑﺎﺑﺎﻡ زنگ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩه ﻣﻴگم ﺑﻠﻪ؟
میگه بیا ﺩم ﺩﺭ!
ﺭﻓﺘﻢ ﺩم ﺩﺭ میگه ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ سوییچ ﻣﺎشینو وردار ﺑﻴﺎﺭ!


.

.

.


دختـــــره ماشــین رو کوبیــده به تیــر بــرق., تیــر بــرق رو انــداخــته
.... رویِ خــونه ی مــردم , سقــفِ خـــونــه مــردم خــراب شـده رو ســرشــون و شیش تا تلفــات داده..,
........... اونــوقــت پلیــس ازش میپـــرســه : خـــانــم چـــرا حــواســتون رو جمــع نکــردین , راه راســت رفتــین کوبیــدین به تیــر بــرق.؟؟
..... دختــره جــواب میــده: بـه جــانِ مـــادرم جنــاب ســروان , تیـــر بـــرق اومــــد وســطِ خیــابون !!! جنــاب سـروان و کلِ محلـه Oـ!ـO
... بــرادرانِ شهــرداری بیشتــر دقــت کنن , لطفا تیر برق رو نیارین وسطِ خـیابــون..!!


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 11:23 ] [ امیر مسعود ] [ ]

آموزش چیدن سفره هفت سین




اس ام اس عاشقانه

زیباترین اس ام اس دلتنگی

هضم دلتنگی برای موج آسان نیست ، آه
آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق

اس عاشقانه دلتنگی

دستم را بگیر
محبت از لای انگشتانم می ریزد !

زیباترین اس عاشقانه دلتنگی

وقتی تو نیستی …
من نمی دانم برای گم و گور شدن به کدام جانب جهان بگریزم !

زیباترین پیامک عاشقانه

ریتم خنده هایت را دوست دارم …
تو بین آدم ها ، در این کره خاکی ، تافته ی جدا بافته ای
لبخند بزن نفس من

زیباترین اس ام اس دلتنگی

خنگ بودن از جایی شروع میشه که بگی :
این یکی با بقیه فرق میکنه
و طرف مقابلت هم بگه :
اینم یه خریه مثه بقیه


گمم نکن …
در گوشه ای از حافظه ات آرام مینشینم ، فقط بگذار بمانم !

اس ام اس عاشقانه دلتنگی

بعضی ها محرم نیستن ،
ولی مرهم که هستن

زیباترین پیامک عاشقانه دلتنگی

نباشی همه چیز بهم میخورد …
حالم از خودم
تعادل احساسم
دستهای خالی ام
بی وفایی دنیا و تنهایی من

زیباترین اس ام اس عاشقانه دلتنگی

دستهایت بوی آغوش
دلت بوی عشق
چشمانت بوی مهربانی
و لبانت بوی لبخند می دهد
چقدر معطری تو

زیباترین اس ام اس عاشقانه 

به سلامتی پشه که مرامش از همه بیشتره …
هر کاری کنی ترکت نمیکنه


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 10:36 ] [ امیر مسعود ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: کلیه اطلاعات این وبلاگ برای مرکز جک و اس ام اس ایرانیان محفوظ می باشد :.

درباره وبلاگ
لینک های مفید
پيوندهای روزانه